اندوه پرست

کاش چون پاییز بودم … کاش چون پائیز بودم
کاش چون پاییز خاموش و ملال انگیز بودم
برگ های آرزوهایم یکایک زرد می شد
آفتاب دیدگانم سرد می شد

آسمان سینه ام پر درد می شد
ناگهان طوفان اندوهی به جانم چنگ می زد
اشک هایم همچو باران
دامنم را رنگ می زد

وه … چه زیبا بود اگر پاییز بودم
وحشی و پر شور و رنگ آمیز بودم
شاعری در چشم من می خواند … شعری آسمانی
در کنارم قلب عاشق شعله می زد

در شرار آتش دردی نهانی
نغمه ی من …
همچو آوای نسیم پر شکسته
عطر غم می ریخت بر دل های خسته
پیش رویم:
چهره ی تلخ زمستان جوانی .
پشت سر:
آشوب تابستان عشقی ناگهانی
سینه ام:
منزلگه اندوه و درد و بدگمانی

 

 - همیشه فکر می کردم پاییز امسال یه حال و هوای دیگه ای داره اما تا الآن که اینطور نبوده

 

/ 24 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ترنم

همش همش شاد باشی مثل وبلاگت حس خوبی میده[بغل]

غمکده فرهاد تنها

تا فاصله هست دلتنگی معنی دارد تا دلتنگی هست دوست داشتن معنی دارد تا دوست داشتن هست نگاه عاشقانه لذت دارد و تا عشق هست فاصله ستاره ها را به چشمک زدن وا می دارد [قلب]

ترنم

یوووووووووووووهووووووووووووو من اوووووووووووووووومدم[نیشخند]

ترنم

سلااااااااااااااااام خوبی مهربونم؟؟ صبح بخیر[قلب]

ترنم

دلم تنگ شده بود[قلب]

ترنم

وقتی کم پیدا میشی کاملا" مشخصه آخه جات خالیه[بغل]