درد دل یا درد و دل 6

با من بگو از عشق ای آخرین معشوق

که برای رسوایی دنبال بهونم

با بوسه ای آروم خوابم رو دزدیدی

تو شدی تعبیر رویای شبونم

من تو نگاه تو دنیامو میبینم

فردای شیرینم نازنین من

چشمای تو افسانه نیست که تموم خواب خیالم بود

تقدیر من عشق تو شد که همیشه فکر محالم بود

شبهای تنهایی همرنگ گیسوته آغوشتو وا کن بانوی مهتابی

دلواپسی هامو با خنده ای کم کن که تویی پایان تردید و بی تابی

 

 

  
نویسنده : امــیر ; ساعت ٥:٤۳ ‎ب.ظ روز ٢٠ فروردین ۱۳۸٩
تگ ها :